تارنگار فرهنگی انجمن بشترنا
تارنگاری برای رسیدن به آرمان های انسانی
دربرابر اين بيخبري، از سال درگذشت بزرگان آگاهي بيشتري داريم، چون با تلاشهاي خود ميباليدند و به اشتهار ميرسيدند ونامهايشان هم در روزگار ثبت ميشد هم در دفترهاي سرگذشت وتاريخ … علامه اقبال لاهوري دريادداشتهاي خود در بزرگداشت تمدن و فرهنگ ایرانی مينويسد: به زباني ديگر عربها با ملتي آزاده روبهرو شدند كه قادر بودند از عنصر آريايي خودشان و دین سامي، تمدني جديد به وجود آورد. تمدن اسلامي، محصول آمیزش تفكرات آريايي وسامي است. كودكي را ماند كه لطافت را از مادر آريايي وصلابت را از پدر سامي به ارث برده است. اگر اعراب ايران را نگرفته بودند بدون شک تمدن اسلامي ناقص ميشد. با فتح ايران مسلمانان به همان اندازه سيراب شدند كه اسکندر مقدونی از فتح ايران.» (3) شيخ اشراق مانند فردوسی بزرگ واژههاي خورشید، کوه قاف، زال، سيمرغ، رستم، اسفنديار، سام، آهوبره و ... را در کتابهای خویش بکار برده است. او در رساله عقل سرخ این واژهها را در معاني ويژهاي بكارگرفته كه هر يك نمادي براي يك حقيقت فلسفي ، عرفاني ومعنوي بشمار ميآيند. شهید سهروردی داستانهای شاهنامه را با تاویل عرفانی و نقد معنوی در رسالههای خود (صفیر سیمرغ و عقل سرخ)آورده است. منظور او همانگونه که خود می گوید زنده کردن و جان دوباره بخشیدن به عرفان باستانی ایران است با دو یادگار قدیمی آن فریدون و کیخسرو (که دارای تجربههای عرفانی و فره ایزدی یا خوره میباشند). (5) درخت طوبي نماد خورشيد و جسمانيت اوست كه در فلك چارم قرار دارد و سيمرغ نماد روحانيت، نور وتاثير اوست كه موجب تداوم حيات در كره زمين است. بامداد سيمرغ از آشيان خود به درآيد و پر بر زمين باز گستراند، از اثر پر او ميوهاي بردرخت پيدا شود و نبات برزمين. همانطور كه ملاحظه ميشود، معني مراد از پر سيمرغ دراينجا نور خورشید [مهر یا میترا] است. ۷-تارنمای آریوبرزن:http://ariobarzan.blogfa.com آتش نیایش می ستایم آتش را که آفریده ی اهورا مزدا ست ستایش پاک تو را باشد ای آتش پاک گهر ,ای بزرگترین به گزارش ايرنا، خانم آيانو ساساكي، عصر روز شنبه در مراسم بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي و حكيم عمر خيام در سالن فردوسي سفارت جمهوري اسلامي ايران در ژاپن، افزود: خيام توانسته است تحت تاثير انديشههاي فلسفي و تاثرات روحي، احساسات خويش را با زيبايي كامل و با منطقي قوي، در قالب رباعي ارايه كند. ساساكي، در اين مراسم كه با حضور سيد عباس عراقچي سفير جمهوري اسلامي ايران در ژاپن، اساتيد ژاپني و استادان زبان فارسي برگزار شد، درباره اين كه چرا خيام در زمان حياتش، به شاعري معروف نبود، گفت: علت آن در اين است كه او در رباعياتش مسايل فلسفي را مطرح كرده و سخن از باده به ميان آورده است. وي با اشاره به تحقيقاتي كه بر روي رباعيات خيام انجام داده است، اضافه كرد: در زمان تركان متعصب سلجوقي، خيام مطلب خود را در دسترس عموم قرار نداده بود. به گفته ساساكي، خيام، وضع اجتماعي ايران قديم را كه در آن آزادي بيان وجود نداشت، با چند رباعي به روشني نشان ميدهد. وي افزود: در اين رباعيات، حكيم عمر خيام نيشابوري، احتياط، رازداري و معاشرت با خردمندان را توصيه ميكند و از ناداني و تعصب قدرتمندان مي نالد. خانم ساساكي از تقويم جلالي خيام نيز به عنوان يكي ديگر از ويژگيهاي منحصر بفرد اين شاعر بزرگ ايراني ياد كرد و گفت: تقويم جلالي، به اندازه اي دقيق بود كه بنا بر اعتراف دانشمندان در كنگره بينالمللي يونسكو، كه براي نهصدمين سال وفات حكيم عمر خيام در سال ۱۹۹۹ميلادي در پاريس تشكيل شد، او در رياضيات ۶۰۰سال از رياضيدانان غرب جلوتر بود. وي در ادامه يادآور شد: رباعيات حكيم عمر خيام، تاكنون توسط اساتيد ژاپني از جمله توسط آقاي شيگه رو آراكي در سال ،۱۹۲۰به زبان ژاپني ترجمه شد. وي، گفت: معروفترين و محبوبترين مجموعه رباعيات خيام توسط آقاي ريوساكو اوگاوا به زبان ژاپني ترجمه شده است و به ژاپني زيبا، ساده و روان نوشته شده است. به گفته ساساكي، استاد ساوا و پروفسور كوروياناگي نيز از اساتيد برجسته ژاپني ، براي دانشجويان زبان فارسي در ژاپن ترجمه رباعيات خيام را به چاپ رساندهاند كه براي اين دانشجويان بسيار مفيد است. آقاي چين شون شين نويسنده معروف ژاپن نيز از جمله اساتيد ژاپني هستند كه در اين كشور اقدام به ترجمه رباعيات خيام به زبان ژاپني كرده است. وي گفت: دكتر حسين صادقي يكي از پزشكان معروف ايراني و پروفسور افتخاري دانشگاه لوزان، با مطالعه دقيق بيش از يك هزار و ۲۰۰رباعي و با در نظر گرفتن شخصيت علمي و اخلاقي حكيم عمر خيام نيشابوري، ۱۱۰رباعي از سرودههاي خيام را برگزيده و يك مجموعه از رباعيات را در سال ۱۹۹۸به چاپ رساند. به گفته ساساكي، اين كتاب كه در سال ۲۰۰۵به چاپ دوم رسيد، توسط وي به زبان ژاپني ترجمه شده است. اين محقق ژاپني، در ادامه خاطرنشان كرد كه براي وي خواندن رباعيات خيام و ترجمه كردن آنها به ژاپني، بسيار لذت بخش بوده و خدا را شكر ميكند كه چنين فرصت بزرگي را به وي عطا كرده است. ساساكي، ابراز اميدواري كرد كه رباعيات حكيم عمر خيام نيشابوري هر روز بيش از پيش در سراسر جهان محبوب و شناخته شود. در اين مراسم، با ارايه تابلويي از نقشه ايران قديم به خانمها دكتر آيانو ساساكي و دكتر كينگا ايلونا ماركوس محقق مجاري مقيم ژاپن و از اساتيد برجسته فعال در زمينه شاهنامه شناسي و خيام شناسي تقدير شد. جشن آبانگان در این یشت، او زنی است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده، كمربند تنگ بر میان بسته، به جواهر آراسته، با طوقی زرین بر گردن، گوشواری چهارگوش در گوش، تاجی با سد ستارهی هشت گوش بر سر، كفشهایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی؛ اَناهید گردونهای دارد با چهار اسب سفید، اسبهای گردونهي او ابر، باران، برف و تگرگ هستند. ایرانیان در فرهنگ غرب: بر خلاف کشورهای زادگاه زرتشت (ايران، افغانستان و تاجيکستان) در اروپا دست کم دويست سال است که آموزش و پژوهش در باره انديشه و جهان بينی زرتشت به گونه علمی آغاز شده و ا مروز در دانشگاها بخش جا افتاده ايست. هدف اروپاييان از اين آموزش و پژوهش پی بردن به ريشه و بن زبانی، فلسفی، فرهنگی و هستی شناسی خود ميباشد. اگر بيش از سه هزار سال است که نام زرتشت بعنوان يک نام مقدس وارد ضمير ناخودآگاه ايرانيان و مردمان آسيای ميانه شده، همين نام بيش از دو هزار و پانصد سال است که بعنوان « بالاترين نماد دانش» وارد ضمير ناخودآگاه اروپاييان گرديده. با درود انجمن بشترنا این روز را به تمامی کودکان جهان پدرام می گوید. و از تمامی دوستانی که این متن را می خوانند و تصویر زیر را می بینند خواستاریم در این جمله اندکی اندیشه کنند. پرسید دانا از مینوی خرد: که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی؟ مینوی خرد پاسخ داد: که خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد و هنری که خرد با آن نیست آن را هنر نباید شمرد. فرنشین انجمن بشترنا
پيام مدير عامل(محک) 16 مهر روز جهاني کودک بر تمامي کودکان جهان مبارک باد، از درگاه ايزد منان، جهاني سرشار از شادي، سلامتي و صلح و دوستي را براي کودکان عزيزمان آرزومنديم و اميدواريم کودکان معصوم مبتلا به سرطان نيز در سايه عنايت خداوند و حمايت هاي مردم نيکوکار سلامتي خود را بازيافته و زندگي شاد و موفقي را پيش رو داشته باشند. بار دیگر مهرگان از ره رسید
یادمان کاویان از ره رسید
مهرگان دُردانه دیرین ماست
مهرگان پیشینه شیرین ماست
مهرگان آغاز راه کاوه بود
کاوه یک ایرانی آزاده بود
کاوه پولادین و نیک اندیش بود
پور پاک دودمان خویش بود
با تلاش و کوشش آن رادمرد
کاوه ی آهنگر ِ آزاد مرد
خاک پاک سرزمین آریا
سرزمین مردمانِ پارسا
با درفش کاویان از بند رست
اژدر ضحاک را در هم شکست
کشور از چنگال آن تازی رهید
روزگار نیک پیروزی رسید
آن قیام کاویانی یاد باد
خانه ایرانیان آزاد باد
دلتان پرمهر و لبتان خندان باد
سپاس از دکتر شاهین سپنتا ضمن تبریک آغاز هفته دفاع مقدس، یاد و خاطره شهیدان سرافراز و رزمندگان غیور هشت سال دفاع مقدس را گرامی میداریم بوسه می زنیم بر پاهایی که در راه پاسداری از ایران زمین این چنین با یار ایرانی خود بدرود گفتند. تا ایرانیان دیگر امروز بر این خاک گام نهند. و درود بر قلبهایی که که اینچنین با اهدای خون خود با خاک ایران زمین پیوند خوردند. زبان پارسی واژگان زیبایی دارد که چون گنجینه ای به دست ما رسیده است. بیایید پارسی بگوییم و پارسی بنویسیم. سلام: درود تقصیر: کوتاهی- لغزش توسعه: گسترش دعا: نیایش حامی: پشتیبان حقه: فریب- نیرنگ- نارو جانی: تبهکار- ستمکار
نام همواره جای پایی در شخصیت هر کس دارد. با گزیدن نامی زیبا که ریشه در فرهنگ کهن ایرانی دارد و همچنین آموزش درست برای فرزندانمان آینده ای روشن را فراهم آوریم. برزمهر(borz-mehr): به چم دارای مهر بلند. نامی برای پسران. از دانشمندان ساسانی که در روزگار اردشیر بابکان می زیسته است. نام سرداری در روزگار بهرام گور است. نام یکی از وزیران انوشیروان دادگر است. برزماه(borz-mah): به چم دارای ماه بلند. نامی برای دختران.
بجز سال تولد سهروردي كه از آن آگاهي داريم، اين را هم مي دانيم كه سهرورد آن روزگار چيزي بيشتر از يك آبادي كوچك بوده و داشمنداني نامآور داشتهاست كه از جملهي آنها یکی همين شيخ اشراق خودمان است و دیگری شيخ شهاب عمر سهروردي صاحب كتاب عوارفالوعارف. (1)
سهرورد واژهای پارسی بهمعنی گل سرخ میباشد. سهرsuhr واژهای فارسی باستان بوده که نخست به سخر suxr و سپس به سرخ sorx دگرگونی یافتهاست. ورد varda در فارسی باستان از واژه اوستایی ورذ varza گرفته شده که در دوران اشکانیان به ول val وvul و سپس در زمان ساسانیان به گلgul دگرگونی یافته است. (واژهای ورد عربی، رز اروپایی و ورت ارمنی همگی ازین ریشهاند.) (2)
حكيم ما، كودكي كه سالها بعد شيخ اشراق شد و چونان مانی پیامبر به گناه انديشهورزي، آزادگي، آزادمنشي و به فتوای فقیهان خشکمغز به شهادت رسيد، در فضای نوینی ديده بهجهان گشود، محيطي كه در و ديوار آن گواه وجود فرهنگ وتمدني بود كه اكنون به گونهاي ديگر استمرار مييافت، فرهنگ وتمدن معنوي باستاني ايران كه نقشي ويژه و بس مهم در شكل گيري فرهنگ وتمدن معنوي و مينوي اسلام داشت.
«اگر از من بپرسيد بزرگترين حادثهي تاريخ اسلام كدام است، بيدرنگ به شما خواهم گفت : فتح ايران و جنگ نهاوند. جنگي كه به شكست نهايي سپاه ايران انجاميد، نهتنها كشوري آباد و زيبا را نصيب تازیان كرد، بلكه تمدن وفرهنگي باشکوه و كهن را نيز در اختيار آنان گذاشت.
دکتر علی شریعتی نیز تمدن اسلامی را نتیبجه برخورد اندیشههای والای آریایی با دین اسلام میداند. وی پس از برشمردن ویژگیهای بسیار ارزشمند و نیکوی آریایی، تمدن اسلامی و مذهب تشیع را نتیجه طبیعی این تماس میداند. (4)
همانطور كه همگان ميدانند شيخ اشراق با نوشتههاي خود سعي داشت، فرهنگ ايران باستان را زندگی تازه بخشد. او ميانديشيد كه چرا بايد چيزي راكه خود داشتهايم از بيگانه طلب كنيم. حكمت خسرواني که شهید اشراق پس از اسلام آنرا برای نخستین بار در علوم کلامی و فلسفی وارد نمود، حاوي تمام مباني فلسفه نور وظلمت ومسائل مربوط به آن (یعنی همه مطالب عرفانی آریایی) بوده است.
فردوسی و سهروردی همانند دو بال سیمرغ زبان، فرهنگ، تاریخ و عرفان ایرانی را از نابودی نجات بخشیده و آنرا به اوج آسمانها رساندند. پیش از شيخ اشراق، حكيم ابوالقاسم فردوسي در قالب داستانهاي حماسي، ادبيات فارسي و تاریخ ایران را از طوفان حوادث نجات بخشيده بود و اینک سهروردی عرفان آریایی و ایرانی را.
اینک چند نمونه از داستانهای شاهنامه را از دیدگاه عرفانی شيخ اشراق با هم میخوانیم. (۶)
داستان زال:
« …پير را گفتم شنيدم كه زال [روح روشن پرتاب شده در این دنیا] را سيمرغ [پرنده پر رمز و راز اوستا] پرورد ورستم اسفنديار رابه ياري سيمرغ كشت. پير گفت بلي درست است. گفتم چگونه بود؟ »
« …گفت: چون زال از مادر در وجود آمد رنگ موي ورنگ روي سپيد داشت. پدرش سام بفرمود كه وي رابه صحرا اندازند ومادرش نيز عظيم از وضع حمل وي رنجيده بود. چون بديد كه پسر كريه لقاست هم بدان رضا داد، زال را به صحرا انداخت. فصل زمستان بود وسرما، كس را گمان نبود كه يك زمان زنده بماند، چون روزي چند براين برآمد مادرش از آسيب فارغ گشت. شفقت فرزندش در دل آمد.
گفت يك باري به صحرا شوم وحال فرزند ببينم. چون به صحرا شد فرزند راديد زنده وسيمرغ وي رازير پر گرفته. چون نظر برمادر افتاد تبسمي بكرد.
مادر وي رادربرگرفت وشير داد، خواست كه سوي خانه آرد بازگفت تامعلوم نشود.كه حال زال چگونه بوده است كه اين چند روز زنده ماند، سوي خانه نشوم. زال رابه همان مقام زير پر سيمرغ فرو هشت واو بدان نزديكي خود را پنهان كرد.
چون شب در آمد وسيمرغ از آن صحرا منهزم شد . آهوي برسر زال آمد وپستان در دهان زال نهاد چون زال شير بخورد خود را برسر زال بخوابانيد. چنان كه زال را هيچ آسيب نرسيد مادرش برخاست وآهورا از سر پسر دور كرد وپسر راسوي خانه آورد. پير را گفتم آن چه سر بوده است؟ پير گفت من اين حال از سيمرغ پرسيدم. سيمرغ گفت زال در نظر طوبي به دنيا آمد ما نگذاشتيم كه هلاك شود.»
آهوبره را به دست صياد باز داديم وشفقت زال در دل او نهاديم تا شب وي را پرورش ميكرد وشيرميداد وبه روز خود منش زير پر ميداشتم.
داستان رستم و اسفندیار:
« …گفتم حال، رستم واسفنديار؟ گفت چنان بود كه رستم از اسفنديار عاجز ماند واز خستگي سوي خانه رفت پدرش زال پيش سيمرغ تضرعها كرد و در سيمرغ آن خاصيت است كه اگر آيينهاي يا مثل آن برابر سيمرغ بدارند هر ديده كه در آن آيينه نگرد خيره شود .
زال جوشني از آهن بساخت چنانكه جمله مصقول بود ودر رستم پوشانيد و خودي مصقول برسرش نهاد وآيينههاي مصقول بر اسبش بست. آنگه رستم را از برابر سيمرغ در ميدان فرستاد. اسفنديار را لازم بود در پيش رستم آمدن چون نزديك رسيد پرتو سيمرغ بر جوشن وآينه افتاد، از جوشن وآينه عكس بر ديده اسفنديار آمد، چشمش خيره شد، هيچ نميديد. توهم كرد و پنداشت كه زخمي به هر دو چشم رسيد زيرا كه دگر ان بديده بود. از اسب در افتاد وبه دست رستم هلاك شد. پنداري ان دو پاره گز كه حكايت كنند و پر سيمرغ بود.»
دو پر سيمرغ:
اما اين كه پنداري« آن دوپاره گز كه حكايت كنند دوپر سيمرغ بود. » آن دوپر تعبيري ديگر از دوشعاع پر قدرت خورشيد است. نمادي از شعاع ظاهري خورشيد يعني درخت طوبي .
« …پير را كه پرسيدم كه گويي در جهان همان يك سيمرغ بوده است؟ گفت آن كه نداند چنين پندارد واگر نه هر زمان سيمرغي از درخت طوبي به زمين آيد واين كه در زمين بود منعدم شود معاً معاً، چنانكه هر زمان سيمرغي نيايد اين چه باشد نماند وهم چنان كه سوي زمين ميآيد سيمرغ را طوبي سوي دوازده كارگاه [12 نشان زرتشتی] ميرود . گفتم اي پير اين دوازده كارگاه چه چيز است ؟ »
منابع:
1- دکتر اصغر دادبه، ماهنامه آناهید، شماره 10
2- دکتر بهرام فرهوشی، ایرنویچ، انتشارات دانشگاه تهران
3- علی اصغر دادبه، همان
4- دکتر علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی اسلامی
5- بهناز شکوری، اندیشمند تاجیک، ماهنامه آناهید، شماره 10
6- شیخ شهابالدین سهروردی، رساله عقل سرخ.jpg)
بخشوده ی اهورا مزدا ,ای فروزه ای که در خوری ستایش را. می ستایم تو را که در خانه ی من افروخته ای
,سزاواری ستایش و نیایش را.برابر تو می ایستم برای نیایش با همه ی آئین های دین به دستی برسم و به دیگر
دست چوب خوش بوی خشک که زبانه اش , روشن ,و سوزشش بپراکند بوی خوش را , و تو ای سزاوار ستایش
بهره مند شوی از درخشندگی آن به هنگام سوختن و بوی خوش آن. در مهراب خانواده ,در آتشگاه آتشکده آتش
روشن و تابنده ی اهورایی زبانه می کشد. نیایشگران به درگاهش سرود می خوانند و او خواستار است تا بهترین
چوب خوش بوی و خشک را بر بسترش نهند و درودش گویند با برسم در دست گرفته و هوم آمیخته به شیر. درود و
ستایش به تو , ای آتش اهورا مزدا. می ستایم این روشنی پاک و درخشان را,اینک که به ما آشکاری , توان و
نیرویمان بخشای تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم . یاریمان ده که با بدی و زشتی و دروغ پیکار کنیم
. روان ما را پالوده گردان از بدی و راه بی فرجامی تا شایسته ی پرستش اهورای بزرگ باشیم 



(دهمین روز از آبان ماه باستانی و چهارمين روز از آبان ماه خورشیدی)
...اینک آبها را میستاییم، آبهای فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کـُنش ِ اهورایی را...
(یسنا - هـات 38 - بند 3)
جشن آبانگان، جشنی است در گرامیداشت ستارهی روان (سیاره) درخشان اَنَهیته/آناهید (زهره) و رود پهناور و خروشان آمودریا (رود جيحون) و (بعدها ایزدبانوی بزرگ آبها در ایران).
اَردوی سوره آناهیتا Ardavi – Sura Anāhita ایزدبانویی ایرانی بسیار برجستهای است كه نقش مهمی در آیینهای ایرانی دارد و پیشینهی ستایش و بزرگداشت این ایزد بانو در فرهنگ ایرانی به دورههای پیش از زرتشت در تاریخ ایران میرسد.
بخش بزرگی در کتاب اوستا به نام" آبان یشت" (یشت پنجم) که یکی از باستانیترین یشتها میباشد به این ایزد بانو اختصاص دارد. 
او در بلندترین طبقهی آسمان جای گزیده است و بر كرانهی هر دریاچهای، خانهای آراسته، با صد پنجرهی درخشان و هزار ستون خوشتراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو میباراند.
نیایشگاههای آناهیتا معمولا در كنار رودها برپا میشده و زیارتگاههایی كه امروزه با اسامی دختر و بیبی مشهور هستند و معمولا در كنار آنها آبی جاری است، بقایای آن نیایشگاهها هستند.
برخی حتی سفرههای نذری با نام بیبی (همچون بیبی سهشنبه) را بازماندهی آیینهای مربوط به آناهیتا میدانند.
آناهیتا همتای ایرانی «آفرودیت»، الههی عشق و زیبایی در یونان و (ایشتر)، الههی بابلی، به شمار میرود.
واژهی «آب» که جمع آن «آبان» است در اوستا و پهلوی «آپ» و در سانسکریت آپه( Apa ) و در پارسی هخامنشی «آپی» ميباشد.
این آخشیج (عنصر) همانند آخشیجهای اصلی دیگر چون آتش و خاک و هوا در آیینهای ایرانیان باستان مقدس است و آلودن آن گناهی بس بزرگ است. برای هریک از چهار آخشیج، امشاسپندی (فرشته) ویژه نامگذاری شده است. به گواهی اوستا و نامههای دینی پهلوی، ایرانیان آخشیجهای چهارگانه را که پایهی نخستین زندگی است، میستودند.
در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار دریا یا رودخانهها، فرشتهی آب را نیایش میکنند. ایرانیان کهن آب را پاک و مقدس میشمردند و هیچگاه آن را آلوده نمیکردند و آبی را که اوصاف سهگانهاش (رنگ - بو - مزه) دگرگون میشد برای آشامیدن و شستشو به کار نمیبردند.
درباره جشن آبانگان روایت است که در پی جنگهای طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که "زو" نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریزها روان گردید و ایرانیان جاری شدن آب را جشن گرفتند.
در روایت دیگری نيز آمده است که پس از هشت سال خشکسالی، در آبانماه باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.
زرتشتیان، همهساله در این روز همانند سایر جشنها به آدریانها (آتشكده ها) مىروند و پس از آن براى گرامیداشت مقام فرشتهی آبها، به كنار جوىها و نهرها و قناتها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مىشود، اهورامزدا را ستایش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مىپردازند.
جالب اینجاست كه مىگویند اگر در این روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خویش را به آب ميسپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مىكنند.
من نيز جشن آبانگان را به تمامی ايرانيان تبريك گفته و آرزوي سالي پر بركت، براي ميهن عزيزمان ايران دارم.
گردآورنده: بابك گنجيزاده طاري
ادامه مطلب





بر اساس گزارش خبرگزارىهاى ايران، پرويز مشكاتيان بعد از ظهر روز دوشنبه در سن ۵۴ سالگى بر اثر ايست قلبى در منزل خود درگذشت.
آقاى مشكاتيان كه از نوازندگان برجسته سنتور در ايران به شمار مىآمد، در روز ۲۴ ارديبهشت سال ۱۳۳۴ در نيشابور به دنيا آمده بود.
وى از سن شش سالگى نزد پدرش حسن مشكاتيان به فراگيرى موسيقى پرداخته بود. حسن مشكاتيان از نوازندگان سرشناس سنتور بود و با ويولون و سهتار نيز آشنايى داشت.
پرويز مشكاتيان در سال ۱۳۵۳ وارد دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران شد و به تحصيل در رشته موسيقى پرداخت.
وى همچنين با شركت در دورههاى آموزشى مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى به فراگيرى سنتورنوازى به شيوه رسمى پرداخت.
این آهنگساز ایرانی پس از پايان تحصيلات دانشگاهى نزد استادانى چون نورعلى برومند، دكتر داريوش صفوت، دكتر محمدتقى مسعوديه، عبدالله دوامى، سعيد هرمزى و يوسف فروتن به فراگيرى موسيقى سنتى ادامه داد.
آقاى مشكاتيان از سال ۱۳۵۶ همكارى خود را با راديو ايران در زمينه موسيقى زير نظر هوشنگ ابتهاج آغاز كرد، اما به دنبال رويداد ۱۷شهريور سال ۱۳۵۷ از راديو استعفا داد و موسسه چاووش را با همكارى هنرمندان گروه عارف و شيدا تشكيل داد.
در اين سال ها وى تصنيف «مرا عاشق» را با همكارى شهرام ناظرى با شعرى از مولانا ساخت.
پرويز مشكاتيان از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجريان از خوانندگان برجسته موسيقى سنتى همكارى كرد كه نتيجه اين همكارى خلق آثارى چون «بيداد»، «آستان جانان»، «سِر عشق»، «نوا» و «دستان» بود.
وى همچنين آثار مشتركى را با نوازندگانى چون حسين عليزاده، محمدرضا لطفى و ناصر فرهنگ فر خلق كرده است.
پرويز مشكاتيان در طول دوره فعاليت هنرى خود بيش از دويست اثر موسيقى از خود برجاى گذاشته است.
وى همچنين ۱۸ جلد كتاب در باره موسيقى سنتى ايران و به ويژه سنتور تاليف كرده و دهها كنسرت در ايران و خارج از كشور برگزار كرده است.
بهداد بابايى خواهر زاده آقاى مشكاتيان اعلام كرد، زمان تشييع جنازه وى متعاقباً اعلام خواهد شد.




